X
تبلیغات
رایتل
در آغازکلمه بود و خدا کلمه بود.
.: تاریخ ارسال مطلب : چهارشنبه 13 شهریور‌ماه سال 1387 :.

کلمه ها موجودات عجیب و غریبی هستند. همه جا می لولند . از هزار توی مغزما تا اکسیژن هوا. نفس میکشند. مثل اینکه خدا به کالبد این موجودات روح دمیده است. بعضی تک سلولی ، بعضی موجودات عالی هستند. بعضی چند سال و بعضی قرنها بین مردم زندگی میکنند.

کلمه ها چیزهای جالبی هستند . احساس دارند حتی زمانی که نوشته میشوند . آدم را طلسم میکنند و قادرند ضربان قلبی را چند برابر کنند. البته در موارد بسیاری هم خلاف آن به اثبات رسیده.

زندگی کردن لابه لای کلمات یک انتخاب است. مانند خیلی از انتخابهای دیگر. معتادشان میشویم  یک نوع شیفتگی شاید.

یک نویسنده ، خوب میداند چه مصیبتی ست  وقتی واژه ها لج میکنند، ناز میکنند و سرجای خودشان قرار نمیگیرند. درست مثل دوست دختر آدم . بدبدختی اینجاست که هرچه هم جایگزین آن میکنی حاصل کار، لنگ میزند.

گاهی کلمه ها آدم ها را گول میزنند، وقتی در موردشان فکر میکنی معقول به نظر میرسند اما به محض اینکه از دهان خارج میشوند شروع به شکلک در آوردن برای مخاطب میکنند و همه را به خنده می اندازند. مثل حرفهای رئیس جمهور.

ما آدمها با جمله ها زندگی میکنیم ، آنها را بزرگ میکنیم  و دست آخر روح را از کالبد آن خارج میکنیم و سنجاق میکنیم به دفترهای خاطراتمان. مثل جمله دوستت دارم که عمرش میتواند قد یک ماه و یک سال باشد یا به اندازه تمام عمر توی حفره های قلب ما دست و پا بزند.

گاهی حاصل آمیزش کلمات، تولد یک شعر یا کتاب میشود که ما آدمها نامش را میگذاریم شاهکار ادبی . شاید بی دلیل نیست که  ویرجینیا وولف در توصیف واژه ها بر این نکته تاکید میکند که: " با کنار هم چیدن جمله ها نمیتوان کتاب ساخت ، بلکه باید با جمله اتاق و گنبد ساخت تا کتاب شکل بگیرد ."