از یاد رفتن
.: تاریخ ارسال مطلب : یکشنبه 6 آبان‌ماه سال 1386 :.

 امشب " از یاد رفتن " را به زمین گذاشتم.

روایت "سید میرک شاه آغا" و رادیوی بی باطری اش که آن را پت کرده تا مبادا بگیرندش.

که دو روز میشود از دنیا بی خبر مانده است.دو  روز میشود خبر ندارد در کابل چی گپ شده و یا از قندهار چه فرماندهایی صادر شده است.

روایت کلاشینکوف ، مزار و دکانهایی که بسته یافت.

 دروازه جمهوری که هر دوره عکس کسی بالای آن بود و حالا هیچ عکسی بالای آن نیست.

و جوانکی که پسان ها احولش از ایران آمده بود. بی خبر ....بی خداحافظی .

 

جائی که طالب هایش  لنگی های سیاه ، ازارهای کشال و خشتکهای دبه ای ندارند که یکدست سبز هستند . که تحویلت میدهند حتی اگر سلاح نداشته باشی . اگر هم زن باشی.

 

محمد شاه ترکار فروش هم نمیدانست راهی را که میرود ، درکنار دیوارهای نیمه خراب قدم بر میدارد . دیوارها ی آن پخچ شده و ریخته اند که دیگر سایه یی ندارند.

و مردمش سالهاست پیچ رادیوی کهنه شان را چرخانده و  خاموش کرده اند.

با اینهمه " سید میرک شاه آغا " خوب میداند سیل که بیاید استخوانهای زیادی را با خود از خاک بیرون خواهد کشید.

 

" از یاد رفتن" محمد حسین محمدی ، نشر چشمه